تبليغاتX
بچه دومی ها
شب عبور شما را شهاب لازم نیست ××که با حضور شما آفتاب لازم نیست

 

به کوروش چه خواهیم گفت                            

اگر سر بر آرد ز خاک؟

اگر باز  پرسد  ز ما

چه شد دین زرتشت پاک؟

چه شد ملک ایران زمین؟

کجایند مردان این سرزمین؟

به کوروش  چه خواهیم گفت؟

اگر دید و پرسید از حال ما

چه  کردید با برَنده شمشیر خوش دستتان؟

کجایند میران سر مستتان؟

چه آمد سر خوی ایران پرستی؟

چه کردید با کیش یزدان پرستی؟

به شمشیر حق نیست دستی

که بر تخت شاهی نشسته است؟

چرا پشت شیران شکسته است؟ 

در ایران زمین شاه ظالم کجاست؟

هوا خواه آزادگی  َ

پس چرا بی صداست؟

چرا خامش وغم پرستید؟های

کمر را به همت نبستید؟ های

چرا اینچنین زار و گریان شدید؟

سر سفره خویش مهمان شدید؟

چه شد عِرق میهن پرستیتان؟

چه شد غیرت و شور و مستیتان؟

سواران بی باک ما را چه شد؟

ستوران چالاک ما را چه شد؟

چرا مُلک تاراج می شود؟

جوانمرد محتاج می شود

چرا جشنهامان شد عزا؟

در آتشکده نیست بانگ دعا

چرا حال ایران زمین نا خوش است؟

چرا دشمنش اینچنین سر کش است؟

 چرا بوی آزادگی نیست؟های

بگو دشمن میهنم کیست ؟های

بگو کیست این ناپاک مرد؟ 

که بر تخت من اینچنین تکیه کرد؟

که تا  غیرتم باز  جوش آورد

ز گورم صدای خروش آورد

به کوروش چه خواهیم گفت؟

اگر سر  بر آرد ز خاک




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 4:15 توسط ..:: بچه دومی ::..

شب شعرهايمان يادت هست؟
تو درد مي سرودي و من
آيه هاي اميد ميخواندم.
بعد از نبودنت
دلتنگ ترين شاعر دنيا شده ام.
برايم، آيه هاي صبر نميخواني؟




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 14:7 توسط ..:: بچه دومی ::..

توی این روزهای داغ شهریوری دلم میخواهد یک گوشه بنشینم و برایت شال گردن ببافم

نخند، به رویم نیاور که با فتنی بلد نیستم

توی خیال که هر کاری میشود کرد نه؟

حتی میشود تصور کرد با هم رفته ایم وبه سلیقه خودت چند کاموا

همان رنگی که خودت دوست داری خریده ایم

بعد مینشینیم کنار هم

نه

نمیتوانم خوب ببینمت برو بنشین روبرویم

من شروع میکنم، یکی زیر یکی رو

و تو از تمام روزهای بی تو حرف میزنی

مثلا میگویی همه روزهایی که دلم تکیه گاه میخواسته برایم دعا میکردی

 همه لحظه های بی قراریم حواست به من بوده

دلشوره تردیدهایم یک لحظه رهایت نکرده

شاید هم مغرورانه بگویی خودم خریدار تابستانه هایت هستم

یک لبخند سرخ بده ببینم

یا وقت زمزمه های الهم اغفر برای همه دلشکستگیهایم اشک ریختی

یا میگویی آنقدرها میشناسیم که نتوانم از کسی متنفر شوم

وقتی هم چشمت به کلمه انتظار بیفتد بگویی یادت هست آن هفت جمعه را ؟

شاید هم قضیه رزهای صورتی و دل نبستن هایم را به رویم بیاوری و اخم کنی و بگویی تا کی؟


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 11:0 توسط ..:: بچه دومی ::..

عرض سلام به بلندي بيل و به محكمي كلنگ به گردي استامبلي به سرعت فرقون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي كمچه به وسعت بشكه به معرفت عمله به قدرت كارگر به ظرافت گچ كار به صلابت جوشكار به محبت صافكار به رفاقت همكار خلاصه سلام به شما همراهان عزیز!!!

 

یه سال دیگه هم با تمام کم و کاستیاش گذشت. امیدوارم تو این سال تونسته باشم که مطالب وبو طوری انتخاب کرده باشم که مفید بوده باشن

آره وبلاگ ما هم 2 سال شد.

 

تولدت مبارک وبلاگ بچه دومی ها

 

شعار امسال

مي خواهم برايت مرهمي باشم ! ... براي آن نگاه خسته اي که مي دانم ،... اميدش به لبخندي ست ! مي خواهم برايت لبخند باشم ! ... براي آن دلي که از اميد ، خالي ست ! مي خواهم دست هايت را در دست هاي آسمان بگذارم ... تا باور کني آسمان هم ، براي تو آغوش مي گشايد ! من تو را مرهمي خواهم بود ، گرچه ... دلــــــــــي دارم ... که نيازمند يک مرهم است !

 

مرسی از همتون که در جشن کوچیک ما شرکت کردین

امسالم با نظرات زیبای خودتون منو در بهتر کردن این وب کمک کنید

ارادتمند همیشگی بچه دومی




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 16:19 توسط ..:: بچه دومی ::..

دو اسکرین سیور بسیار زیبا (محافض صفحه نمایش دسکتاپ برای کامپیوتر ) سریال افسانه جومونگ
Screen Saver legend jumoong for pc
secendchildren.blogfa.com

ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 13:3 توسط ..:: بچه دومی ::..

در این آموزش خیلی کوچک شما یاد خواهید گرفت که چطور به احساسات و قلب خود حیات بخشید.میدونم تا روز عشق خیلی مونده ولی هر روز برای شما میتونه روز عشق باشه.ما همیشه میخوایم به عشقمون هدیه بدیم ، این هدیه هم میتونه مادی باشه و هم غیر مادی.اما فرستادن کارت پستال در روز تولد، ولنتاین،عید و... برای خانواده و دوستان پسندیده تره.در این آموزش شما میتونید یه قلب متحرک برای کارت پستالتون بسازید.

آموزش در ادامه مطلب

 secendchildren.blogfa.com


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 18:49 توسط ..:: بچه دومی ::..

سلام

متاسفانه با خبر شدیم پدر بزرگ تیم تام عزیز این دنیا رو بدرود گفتند

روحشان شاد و یادشان گرامی

همه ی کارای خدا با حکمتن . حتی افتادن یه برگ از درخت . من به نوبه ی خودم به این دوست عزیزم تسلیت می گم . این آپو به تیم تام عزیز تقدیم می کنم .

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 10:31 توسط ..:: بچه دومی ::..

تصویر مورد نظر رو باز کنید

Image> Adjustments> Hue/Saturation


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 8:33 توسط ..:: بچه دومی ::..

تمام زندگیم را دلتنگی پر کرده است

تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است...

دلتنگي از کسي که دوستش داشتم و عميق ترين درد ها و رنجهاي عالم را در رگهايم جاري کرد !

درد هايي که کابوس شبها و حقيقت روزهايم شد٬ دوری از تو حسرتي عميق به قلبم آويخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهاي دردناک داغ ستم پوشاند . 

 دلتنگی براي کسي که فرصت اندکي براي خواستنش ٬ براي داشتنش داشتم.    

دلتنگي از مرزهايي که دورم کشيدند و مرا وادار کردند به دست خويش از کساني که دوستشان دارم کنده شوم .

در انسوي مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نيست ٬ به آتش گناهي که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند .

رنجي آنچنان زندگي مرا پر کرده است٬ آنچنان دستهاي مرا از پشت بسته است٬ آنچنان قدمهاي مرا زنجير کرده است که نفسهايم نيز از ميان زنجير ها به درد عبور مي کنند . . . 

دوست داشتن تو چنان تاوان سنگيني داشت که براي همه عمر بايد آنرا بپردازم ... و من این تاوان سنگین را با جان و دل پذیرا شدم .  


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 8:16 توسط ..:: بچه دومی ::..

 

مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت

دخترک به بیماری سختی مبتلا شد

 پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد

ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او مرد...

پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد

سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند

ولی موفق نشدند. شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 21:31 توسط ..:: بچه دومی ::..

تو را می بينم ،تو را می شنوم ، تو را می گويم ،تو را می نويسم، تو را باور دارم و هميشه با توام به راستی شايدسودای عشقی در تو نيست . و شايد نخوای رسوای عشقم باشی .اما غريبه با دل من اشناجسمت نيست در کنارم .اما روحت هست در وجودم. روح واحساست را بارها و بارها زمزمه کردم.عشق و احساسم را بارها وبارهامرور کردم .شايد هيچ زمانی با من نباشی وبا روحم يکی نشی و  نخواهی با من باشی.

 

شايد تو تنهای تنها رويای شبهای مهتابی زندگيم باشی.شابد تو  برای ديگری باشی.اما خوشحالم که کسی نميتونه  فکر و يادتو از من بگيره.اي کاش منو ببينی و وجودمو باور کنی. اي کاش در شبهای ظلمات تنهاييت تک چراغ دلت من باشم.اي کاش ارامش بعد طوفان دلت من باشم.اي کاش رسوای دلم باشی و شيدای عشقم.

 

ای تو قصه گوی شبهای مهتابی.ای تو ايمان شبهای تنهايی با تو بودن را روحم از تو ياد گرفت. بگو بی تو بودن را از کجا ياد خواهد گرفت.

 

بمان تا مرده نباشم و در آغوش تو باشم.تو که بايد شب را از ميان چشمانت معنا کرد.محبت را در قلب کوچکت معنا کرد.تو که گرمای خورشيد را در بر داری .زيستن در کنار معشوق را باور داری. تو که می دونی عشقم برات تا بيکرانها جاريست.توکه می دونی طعم تلخ اخرين وداع تا دور دستها در خاطرم باقيست.

 

بيا ای تو ايمان گمگشته ام

 

ديگر گمگشته ام مباش

 

ديگر لحظه ای را بی من مباش




لينك ثابت نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 10:6 توسط ..:: بچه دومی ::..

1- مثل زمان ناصر الدين شاه ننه جون و بي‌بي صغراي معروف و آبجي‌جون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسين سازمان ملل راهي خونه‌هاي مردم كنيم تا دختر بيچاره اونارو با ذره بين كنكاش كنن و هزار و يك عيب روش بذارن و چاي و ميوه‌اي خورده عزم را براي يافتن دختر شاه پريان جزم نمايند. و همينطور هي برن و هي بيان تا يكي رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببينيدش و تموم.                                    


2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بيفتين توي خيابوناي خلوت و تا از يكي خوشتون اومد بريدجلو و خيلي مودبانه باهش آشنا بشيد و بعد دستش رو بگيريد ببريد توي يك كاباره و بعد از شنيدن ترانه‌اي از مرضيه ازش درخواست ازدواج كنيد و اونم يه لبخند شرم گينانه بزنه و بله رو بگه و بعدااگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگين. 
                                            
ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 10:5 توسط ..:: بچه دومی ::..

شما مي توانيد در محيط ويندوز XP بدون هيچ نرم افزاري، فونت هاي زيبايي را براي خود طراحي كنيد. اين برنامه كه مانند بسياري از برنامه هاي ويندوز در آن مخفي شده است را مي توان خود از منوي Run اجرا كنيد.                                           

از منوي Start گزينه Run را برگزينيد و سپس با تايپ اين كلمه Eudcedit ، برنامه را اجرا كنيد.                                              
در پنجره ابتدايي ،‌ دكمه OK را بزنيد. حال در محيط Edit به طراحي و ويرايش كاراكتر موردنظرتان بپردازيد.


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 12:35 توسط ..:: بچه دومی ::..

به نام خدا ، به نام عشق ، به نام تو ، به نام عشق نام تو .

 

آسمان مظهری از پاکی و صداقت است و هنگامیکه خورشید طلوع می کند ، صداقتش به اوج می رسد . واین گونه با تو سخن می گوید که مرا بنگر که زیباییم از هر چه زیباروست ، زیباتر است . وقتی که به آن می نگری چشمانت را می بندی زبرا آن چنان زیباست که قادر به دیدنش نیستی . چشمان تو قادر به دیدن این همه زیبایی نیست . می دانی چرا؟

زیرا هنگا می که صادقانه گفتم "دوستت دارم" مرا به تمسخر گرفتی و صداقتم را باور نداشتی این گونه است که اولین زیبایی مرا که صداقتم نسبت به تو بود ندیدی که اکنون نیز قادر به دیدن هیچ گونه زیبایی نیستی . برو... برو .. به آنجا که ظلمت و تاریکی باشد. تا شاید بتوانی صداقت آنان را که دوستت دارند باور کنی . بی تو هر لحظه فرو می ریزم . باور کن ، باور کن اگر روزی تو را نبینم .اگر یک روز آهنگ صدای دلنشین تو در گوشم زمزمه نکند . آن روز را به شب نخواهم رساند تو تنها دلیل بودنم هستی و تنها دلیل رفتنم . اگر ماندم به خاطر این بود که دوستم خواهی داشت اما اکنون که این گونه نیست می روم به خاطر تو ماندم و اکنون به خاطر تو می روم تا زندگی ات را دور از چشمانم ادامه دهی آن روز که پرسیدی چقدر دوستم داری ؟ یادت هست که من چه جوابی به تو دادم .  گفتم به همان اندازه که تو مرا دوست نداری و تو بی تفاوت مرا رها کردی نمی دانستی که اگر نگاهت را ازمن بگیری قلبم آتش می گیرد . زندگی کن بدون این که فکر کنی حتی لحظه ای منی وجود دارد. می دانم که همین گونه است .

تو اصلا مرا نمی بینی از صمیم قلب برایت آرزوی خوشبختی می کنم ، عزیزم.

 

بدرود و صد درود

**عاشق چشمان زیبایت هستم**

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 10:47 توسط ..:: بچه دومی ::..

 

حافظ شب هجران شد بوي خوش وصل آمد

شاديت مبارك باد اي عاشق شيدايي

 

فردا عروسي دوست گلم ، هستي عزيزه

عروسيشو هم به خودش هم به آقا محمد تبريك مي گم . اميدوارم به پاي هم پير بشن

اينم يه هديه ناقابل از طرف وبلاگ بچه دومي ها و مخاطبانش به اين زوج خوشبخت

 

چه زيباست كسي را دوست داشتن

با او عشق را ساختن

چه زيباست براي كسي سرودن

او را بعد از خدا ستودن

او را در قصه ها شاه كردن

او را در دل خويش جا كردن

چه زيباست با عشق زندگي ساختن

عشق را يافتن و تا ابد با او ماندن

 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 15:25 توسط ..:: بچه دومی ::..

T>