دیشب دلم گرفته بود...چشم هایم را بستم...تاریکی را دیدم...و در تاریکی تورا دیدم
هم چون مهتاب می درخشیدی
با تمام وجود...بی خیال از حرفهای مردم ...فریاد زدم
تو را من دوست می دارم
و تا بی نهایت می خواهمت.
بازسرایی پارسوماش 1
« منشور پارسوماش »
۱-این منم کوروش
پسر ماندانا و کمبوجیه
پادشاه جهان
پادشاه پهناورترین سرزمین های آدمی
از بلندی های پارسوماش تا بابل بزرگ
۲-براي من
که جهان را به جانبِ علاقه فراخوانده ام
چوپان به کوه و
پير به خانه و
پيشه ور به شهر ... يکي است
همه برادرانِ من اند.
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...
ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...
کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...
میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود
دیدی اونم رفت
این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...
من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم
و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...
تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ، اولین مهمان تنهایی هایم بودی...
روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود...
زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم...
هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ...
دوست داشتم برق چشمانت را مرهمی کنی بر زخمهای دلم اما لیاقتش را نداشتم....

تقديم به تو که : يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در
پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم
تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی
و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم
تو دریای ترینی آبی و آرام و بی پایان
و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم
تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف
و من در آرزوی قطره های پاک بارانم
نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته
به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم
شبهاي زمستاني قلبم را چراغي نيست و ظلمت روحم را،
روشنايي ودر انزواي تنهائيم كور سوي اميد را نمي بينم
چه بس شبها كه دلتنگي صورتم راشسته و خواهد شست
وچه بسيار روزهايي كه بي قرارت بودم ولي ...
غم هجران لحظه به لحظه به مرگ نز ديكترم خواهد كرد
وهيچ كس راز دلتنگيهايم را نخواهد فهميد وهيچ چيز برلب
نخواهم آوردچرا كه من گر فتار سنگيني سكوتي هستم كه
گويا قبل از هر فريادي لازم است


نمي دانم دلم گم شده يا اوني که دل به او سپردم!
نمي دانم عشقم گم شده يا معشوقم.
نمي دانم اعتماد بي جا کردم يا بي جا به من اعتماد کردند.
نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود.
نمي دانم من در حق عشقمان خيانت کردم يا او. او قدر ندانست يا
من, نمي دانم.....
آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسيده است رنج و اندوه مبر
قبل از جواب دادن فكر كن
هيچكس را تمسخر مكن
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
خود براي خود، زن انتخاب كن
به شرر و دشمني كسي راضي مشو
تا حدي كه ميتواني، از مال خود داد و دهش نما
كسي را فريب مده تا دردمندنشوي
مینويسم از تو





به کوروش چه خواهیم
گفتاگر سر بر آرد ز خاک؟
اگر باز
پرسد ز ماچه شد دین زرتشت پاک
؟چه شد ملک ایران زمین
؟کجایند مردان این
سرزمین؟به کوروش
چه خواهیم گفت؟اگر دید و پرسید از حال
ماچه
کردید با برَنده شمشیر خوش دستتان؟کجایند میران سر
مستتان؟چه آمد سر خوی ایران
پرستی؟چه کردید با کیش یزدان
پرستی؟به شمشیر حق نیست
دستیکه بر تخت شاهی نشسته
است؟چرا پشت شیران شکسته است؟
در ایران زمین شاه ظالم
کجاست؟هوا خواه آزادگی
َپس چرا بی صداست
؟چرا خامش وغم
پرستید؟هایکمر را به همت نبستید؟
هایچرا اینچنین زار و گریان
شدید؟سر سفره خویش مهمان
شدید؟چه شد عِرق میهن
پرستیتان؟چه شد غیرت و شور و
مستیتان؟سواران بی باک ما را چه
شد؟ستوران چالاک ما را چه
شد؟چرا مُلک تاراج می
شود؟جوانمرد محتاج می شود
چرا جشنهامان
شد عزا؟در آتشکده نیست بانگ
دعاچرا حال ایران زمین نا خوش
است؟چرا دشمنش اینچنین سر
کش است؟چرا بوی آزادگی نیست؟های
بگو دشمن میهنم کیست
؟هایبگو کیست این ناپاک مرد؟
که بر تخت من اینچنین تکیه
کرد؟که
تا غیرتم باز جوش آوردز گورم صدای خروش
آوردبه کوروش چه خواهیم
گفت؟اگر سر
بر آرد ز خاک
شب شعرهايمان يادت هست؟
تو درد مي سرودي و من
آيه هاي اميد ميخواندم.
بعد از نبودنت
دلتنگ ترين شاعر دنيا شده ام.
برايم، آيه هاي صبر نميخواني؟
توی این روزهای داغ شهریوری دلم میخواهد یک گوشه بنشینم و برایت شال گردن ببافم
نخند، به رویم نیاور که با فتنی بلد نیستم
توی خیال که هر کاری میشود کرد نه؟
حتی میشود تصور کرد با هم رفته ایم وبه سلیقه خودت چند کاموا
همان رنگی که خودت دوست داری خریده ایم
بعد مینشینیم کنار هم
نه
نمیتوانم خوب ببینمت برو بنشین روبرویم
من شروع میکنم، یکی زیر یکی رو
و تو از تمام روزهای بی تو حرف میزنی
مثلا میگویی همه روزهایی که دلم تکیه گاه میخواسته برایم دعا میکردی
همه لحظه های بی قراریم حواست به من بوده
دلشوره تردیدهایم یک لحظه رهایت نکرده
شاید هم مغرورانه بگویی خودم خریدار تابستانه هایت هستم
یک لبخند سرخ بده ببینم
یا وقت زمزمه های الهم اغفر برای همه دلشکستگیهایم اشک ریختی
یا میگویی آنقدرها میشناسیم که نتوانم از کسی متنفر شوم
وقتی هم چشمت به کلمه انتظار بیفتد بگویی یادت هست آن هفت جمعه را ؟
شاید هم قضیه رزهای صورتی و دل نبستن هایم را به رویم بیاوری و اخم کنی و بگویی تا کی؟
عرض سلام به بلندي بيل و به محكمي كلنگ به گردي استامبلي به سرعت فرقون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي كمچه به وسعت بشكه به معرفت عمله به قدرت كارگر به ظرافت گچ كار به صلابت جوشكار به محبت صافكار به رفاقت همكار خلاصه سلام به شما همراهان عزیز
!!!
یه سال دیگه هم با تمام کم و کاستیاش گذشت. امیدوارم تو این سال تونسته باشم که مطالب وبو طوری انتخاب کرده باشم که مفید بوده باشن
آره وبلاگ ما هم 2 سال شد.
ت
ولدت مبارک وبلاگ بچه دومی ها

شعار امسال
مي خواهم برايت مرهمي باشم ! ... براي آن نگاه خسته اي که مي دانم ،... اميدش به لبخندي ست ! مي خواهم برايت لبخند باشم ! ... براي آن دلي که از اميد ، خالي ست ! مي خواهم دست هايت را در دست هاي آسمان بگذارم ... تا باور کني آسمان هم ، براي تو آغوش مي گشايد ! من تو را مرهمي خواهم بود ، گرچه ... دلــــــــــي دارم ... که نيازمند يک مرهم است !
مرسی از همتون که در جشن کوچیک ما شرکت کردین
امسالم با نظرات زیبای خودتون منو در بهتر کردن این وب کمک کنید
ارادتمند همیشگی بچه دومی

