بعد از دادن یه امتحان هندسه آبدار گفتم بیام و به این قلب خاک گرفتمون یه سر بزنم
. امیدوارم خوشتون بیاد![]()
چقدر وحشتناكه كه هيچكس دلش براي من تنگ نشد هيچكس نپرسيد كجايي؟حتي اونايي كه خيلي دم از معرفت مي زدند!!!! ياد حرف همسايه افتادم كه يک بار بهم گفته بود ... به سايه ها دل نبند!...... راست گفت ![]()
گمان نمی کنم این دو دست به هم برسند
دو دلشکسته در انزوا به هم برسند
کدام دست رسیده به دست دلخواهش
که دست های پر از درد ما به هم برسند
(خواستن توانستن است)


عشق همیشه گفتن نیست
گاه سکوت است و گاه نگاه
غریبه این درد مشترک من و توست
که گاهی نمی توانیم در چشم های هم دیگر نگاه کنیم


می دونی غروب کجاست؟جایی که زمین ،آسمونو می بوسه ، می خوام غروب کنم
کجایی آسمونم؟

سلام
فردا ولادت امام حسن عسگری(ع) است . این بزرگ روز را به همه عاشقان ، و مسلمانان جهان به خصوص ایرانی های عزیز تبریک و تهنیت می گم. به نظر من بهترین هدیه ای که در این روز می تونیم به این امام عزیز و بزرگوار بدیم دعا برای تعجیل در ظهور فرزند بزرگوارشون آقا امام زمان (ع) است .

تبریک... تبریک..
مراحل تبریک و تهنیت من را به خاطر ورود کشور ایران به دو کشور تولید کننده ی داروی گاما اینترفون(اگه درست نوشته باشم
)به همه ی ایرانی های گل و گلاب از جمله پزشکان عزیز و تمامی دست اندرکاران علم طبابت پذیرا باشید.
به امید موفقیت روز افزون در علم طب در ایران و جهان
سلام
می گن پیدا کردن دوست آسونه ولی نگه داشتنش سخته
اما این دفعه استثنا بود چون پیدا کردنش خیلی سخت بود و از خدا می خوام این قدرتو به من بده تا بتونم از دستش ندم و هیچ وقت از من نرنجه
اینم برای دوست گلم . (
)عزیز
اول این گلا رو بهش تقدیم می کنم
دوست بزرگوارم. کاش می شد واژه ها را به بند بکشم تا وقتی می خواهم از تو بنویسم با فرود یاد تو از مخیله ام نگریزند و من بتوانم حقیقت روح بزرگ تو را تفسیر کنم. تویی که در میان بهشت چشمان بی فروغ پرستوی لحظه های بی کسی ام آمدی و مانع از انجماد لبخند روی لبهایم شدی.
تو بودی که با کلید طلایی حضورت ، قفل زنگار بسته تنهایی قلبم را شکستی.
اینک با تو در شروع هر فصل از کتاب زندگی ام ،چکامه هایی از جنس اقاقی ثبت می شوند. پس تا همیشه بهار من باش و در من حلول کن ، به ویژه در فصل بارانی چشم هایم.
بر دشت خشک صحرا، باران دوباره بارید
وز قلب سرد تنها ، صدها شراره بارید
از پشت کوه غم ها ، سر زد دوباره خورشید
وز آسمان تیره ، امشب ستاره بارید
مرداب مرده دل ، جانی دوباره بگرفت
وز قلب مرده آن ، صدها فواره بارید
صد مرهم لطیف از ، دستان دلنوازش
بر قلب پاره پاره ،بر قلب پاره بارید
جام سبو بیارید ، امشب ز روی شادی
مژده دهید بر دل ،کامشب ز بخت و اقبال
صد عشوه و کرشمه ،از قلب خاره بارید
امشب دل دومی در جوش ودر خروشست
کز دوست عزیزش ، بر او اشاره بارید.

ای دوست ، ای دوست ،ای دوست
جور تو از آن کشم که روی تو نکوست
گویند کسان بهشت خواهی یا دوست
ای بی خبران بهشت با دوست نکوست
ای پشت و پناهم در هجوم بی رحم مشکلات!ای مونس و
مامن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی کسی!ای تنها امید و
پناهگاهم در محاصره ی اندوه و غربت و خستگی!ای کسی که
هر چه دارم از توست و از کرامت بی انتهای تو!............ .. تو
پناهگاه منی!تو کهف منی!تو مامن منی!وقتی که راه ها و
مذهب ها با همه ی فراخی شان مرا به عجز می کشانند و زمین با همه ی وسعتش بر من تنگی می کند
و ....................... ... اگرنبود رحمت تو بی تردید من از هلاک
شدگان بودم.و اگر نبود محبت تو بی شک سقوط و نا بودی تنها
پیشروی من میشد............. ... ای زنده!ای معنای حیات! زمانی
که هیچ زنده ای در وجود نبوده است............. ... ای آنکه :با
خوبی و احسانش خود را به من نشان داد.و من با بدی ها و
عصیانم در مقابلش ظاهر شدم............. .. . ای آنکه:در بیماری
خواندمش و شفایم داد.در جهل خواندمش و شناختم عنایت
کرد.در تنهایی صدایش کردم و جمعیتم بخشید.در غربت
طلبیدمش و به وطن بازم گرداند.در فقر خواستمش و غنایم
بخشید........... من آنم که بدی کردم ... من آنم که گناه
کردم.من آنم که به بدی همت گماشتم.من آنم که در جهالت غوطه ور شدم.من آنم که غفلت کردم.من آنم که پیمان بستم و
شکستم.من آنم که بد عهدی کردم .....و ....... اکنون باز گشته
ام.باز آمده ام با کوله باری از گناه و اقرار به گناه.پس تو در گذر
ای خدای من!ببخش ای آنکه گناه بندگان به او زیان نمی
رساند.ای آنکه از طاعت خلایق بی نیاز است و با یاری و
پشتیبانی و رحمتش مردمان را به انجام کارها ی خوب توفیق
می دهد............. ... معبود من!اینک من پیش روی توام و در
میان دست های تو.آقای من!بال گسترده و پر شکسته و خوار و
دلتنگ و حقیر.نه عذری دارم که بیاورم نه توانی که یاری
بطلبم.نه ریسمانی که بدان بیاویزم.و نه دلیل و برهانی که بدان
متوسل شوم چه می توانم بکنم؟ وقتی که این کوله بار زشتی
و گناه با من است ؟!انکار؟!چگونه و از کجا ممکن است و چه
نفعی دارد وقتی که همه ی اعضا و جوارحم به آنچه کرده ام گواهی می دهند؟
............ .. خدای من!خواندمت
پاسخم گفتی.از تو خواستم عطایم کردی.به سوی تو آمدم
آغوش رحمت گشودی.به تو تکیه کردم نجاتم دادی.به تو پناه
آوردم کفایتم کردی.خدایا!از خیمه گاه رحمتت بیرونمان
مکن.
از آستان مهرت نومیدمان مساز.آرزوها و انتظارهایمان را به
حرمان مکشان.از درگاه خویشت ما را مران............. .... ای
خدای مهربان!بر من روزی حلالت را وسعت ببخش.و جسم و
دینم را سلامت بدار.و خوف و وحشتم را به آرامش و امنیت مبدل
کن.و از آتش جهنم رهایم ساز............. .... خدای من!اگر آنچه
از تو خواسته ام عنایتم فرمایی , محرومیت از غیر از آن زیان
نداردو اگر عطا نکنی هر چه عطا جز آن منفعت ندارد.یا رب! یا
رب! یا رب!............ .... خدای من!این منم و پستی و فرو مایگی
ام.و این تویی با بزرگی و کرامتت.از من این می سزد و از تو
آن ............ ............" چگونه ممکن است به ورطه ی نومیدی
بیافتم در حالی که تو مهربان و صمیمی جویای حال منی..........
خدای من! عظیمی که من بدان مبتلایم!تو چقدر با من
مهربانی با این جهالت درگذرنده و بخشنده ای با این همه کار بد
که من می کنم و این همه زشتی کردار که من دارم...........
خدای من!تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله ای که من
از تو گرفته ام....... تو که اینقدر دلسوز منی! ........... خدایا تو
کی نبودی که بودنت دلیل بخواهد؟تو کی غایب بوده ای که
حضورت نشانه بخواهد؟تو کی پنهان بوده ای که ظهورت محتاج
آیه باشد؟...... کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند.کور
باد نگاهی که دیده بانی نگاه تو را درنیابد.بسته باد پنجره ای که
رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.و زیانکار باد سودای بنده ای
که از عشق تو نصیب ندارد....... خدای من!مرا از سیطره ی
ذلت بار نفس نجات ده و پیش ازآنکه خاک گور بر اندامم بنشیند
از شک وشرک رهایی ام بخش....... خدای من!چگونه نا امید
باشم در حالی که تو امید منی!چگونه سستی بگیرم ,چگونه
خواری پذیرم که تو تکیه گاه منی!ای آنکه با کمال زیبایی و
نورانیت خویش چنان تجلی کرده ای که عظمتت بر تمامی ما
سایه افکنده.
یا رب! یا رب! یا رب!


دبير فارسي بودم نامت را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم اگر دبير جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش ميکردم تا معادله محبت پديد آيد اگر دبير هندسه بودم ثابت مي کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت

تو را دوست دارم
و وقتی تو نیستی غمگینم
و به آسمان آبی بالای سرت
و اخترانی که تو را میبینند رشک میبرم
تو را دوست دارم
وآنچه میکنی درنظرم بی همتا جلوه می کند
و بارها در تنهایی از خود پرسیده ام
چرا آنهائیکه که دوستشان دارم بیشتر شبیه تو هستند
تو را دوست دارم
اما هنگامی که نیستی از هر صدایی بیزارم
حتی اگرصدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیرا صدای آنها طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکند
می دانم که دوستت دارم
اما افسوس که دیگران دل ساده ام را کمتر باور می کنند
و چه بسا به هنگام گذر می بینم به من میخندند
زیرا آشکارا می نگرند نگاهم به دنبال توست
حتمأ برای شما نیز پیش آمده که در محیط ویندوز با پیغام خطا (Error) روبرو شوید. حال ممکن است قصد داشته باشید متن این Error را Copy و در جایی Paste کنید. به فرض قصد داشته باشید علت پدید آمدن این Error را با فرد متخصص مطرح کنید، طبعأ نیاز به متن Error نیز دارید. اما همان طور که میدانید به مانند متون دیگر داخل ویندوز نمیتوان متن Errorها را نیز توسط ماوس انتخاب و سپس کپی کرد. در این ترفند قصد داریم راهی بسیار ساده اما کاربردی برای Copy و Paste کردن متن Error ها در محیط ویندوز به شما معرفی کنیم.
برای اینکار:
کافی است پس از مشاهده پیغام Error کلیدهای ترکیبی Ctrl + C را همزمان فشار دهید. (دقت کنید پنجره Error در حالت انتخاب باشد.)
سپس Notepad را باز کرده و دکمه های Ctrl + V (یا راست کلید > Paste) را بزنید.
این کار را در هر محیط ادیتور دیگری نیز میتوانید انجام دهید.
خواهید دید که تیتر Error ، پیغام آن و نهایتأ دکمههای موجود در پنجره پیغام با یک خط چین از همه جدا شده و به صورت فایل متنی قرار گرفتهاند

سلام![]()
یکی از بچه ها تو قسمت نظرات نوشته بود تو که خداحافطی کردی و این همه آپ میگذاری اگه تازه سلام کرده بودی چی میشد..
راستشو بخواید ای هفته یکی از بدترین هفته ها بود که به لطف خدای مهربان و گلم تیدیل شد به بهترین هفته .
امروز زنگامونو تقسیم کردن در نتیجه گلوی دبیرامون کمتر درد گرفت ولی یه کوچولو به ضرر ما تموم شد چون مجبور بودیم امتحان فیزیکمونو در 45 دقیقه جواب بدیم و جالب تر از اون آدمی مثه من یادش بره ماشین حسابشو با خودش ببره وای که چی می شه فکرشو بکن 3/2 اعداد هم رادیکالی باشن.
دوم امتحان ادبیات به دو شعر تنزل مقام پیدا کنه و از همه باحالتر امتحان روز سه شنبه ،چهارشنبه هم لغو بشه..![]()
می گم آخه این چه وضعشه اون موقع که ما دبستان می رفتیم تو کتابامون نوشته بود
اما حالا چی میگن : دارا با سارا به مدرسه رفت _ نه خواهش می کنم چرا خودتوو اذیت می کنید یه هو بگید دارا با سارا به سینما رفت .![]()
اونوقت تو پیکای این جغله ها چی می نویسن _اگه آقایی در مدرسه به شما آلوچه تعارف کرد چکار می کنید؟ (آخه مگه این مرده خودش خواهر مادر نداره که میاد به دختر مردم آلوچه تعارف می کنه؟!)![]()
ببینید کار از این جغله ها خرابه اونوخت میان به نوجونا و جوانای مثبت و پاستوریزه گیر می دن .
افراد مسن جامعه هم که منحرف شدن.
پارسال برای عیادت مادربزرگم رفته بودم بیمارستان قرار بود روزو من پیشش باشم تا اگه کاری داشت براش انجام بدم . منم که نمی تونم یه جا بشینم گفتم برم یه گشت بزنم دیدم که یه پیرزنه با حالت دل آشوبی داره تو سالن قدم می زنه
رفتم بهش گفتم مادر جون می تونم کمکتون کنم ؟
سرش انداخت رو شونه هام و شروع کردبه گریه بعد از یه مدت گفت : دخترم عزیزترینم الان بستریه. و نمی تونم برم ببینمش
منم گفتمش همسرتونه.؟باش قهرید؟ پسرتونه؟
گفت نه همسایمونه..(به سختی جلوی خندمو گرفتم
)
ازش خواستم تا داستانو برام تعریف کنه ...(اونم شروع کرد به تعریف) بله عاشق دلسپرده
منم که حسابی جو گیر شده بودم با خودم گفتم امروز من دست این دو تا کبوتر عاشقو بهم می رسونم
فقط 20 دقیقه به وقت ملاقات مونده بود ولی با این جمعیتی که اونجا بود مگه می شد رفت خواستگاری
رفتم پیشه دخترخاله و شروع کردم به خودشیرینی اونم که دیگه دستمو خونده گفت چی می خوای؟![]()
بهش گفتم : این آخرین چیزیه که ازت می خوام می شه بعد از وقت ملاقات برم عیادت یه نفر .
گفت کدوم بخشه؟ بهش گفتم : تو سی سی یو![]()
گفت :نه...![]()
اذیتتون نکنم بعد از کلی کل کل کردن اجازه داد 5 دقیقه ببرتمون داخل از اون جایی هم که من آدم احساسی هستم
رفتم پیشه مادربزرگم و بهش گفتم اجازه هست سه شاخه گل بردارم![]()
![]()
![]()
مادربزرگه هم که فوری منحرف شد گفت باشه
خوب لحظه ی دیدار نزدیک است![]()
رفتیم داخل . بهش گفتم ببینید آقا مرسومه بزرگترا برا کوچیکترا می رن خواستگاری و تو کشور ما هم آقاها می رن خواستگاری . ولی این بار کاملا بر عکسه ...![]()
این جا سه شاخه گله اگه جوابتون مثبته گل قرمز اگه می خواید فکر کنید گل سفید و اگه منفیه گل زرد ...![]()
![]()
![]()
گل قرمزو برداشت
بله این دو کبوتر عاشق روونه ی آشیونه ی پر از احساس شدن.![]()
ولی اون موقع بود که فهمیدم عشق چه عظمتی داره . قبل از اون موقع وقتی فیلم احساسی می دیدم همه گریه می کردن من می خندیدم می گفتم مگه می شه آدم مرده با شنیدن صدای عشقش زنده بشه و از این قبیل..![]()
ولی اون موقع فهمیدم که اینکار می شه پیرمرده با دیدن پیرزنه نمی گم 360 درجه حالش عوض شد ولی 200 درجرو مطمعنم
من اون روز تو اون بیمارستان شاهد قدرت عشق بودم و( فهمیدم تا نباشد چیزکی نویسنده ها نگویند چیزها
) و معنای این جمله عشق زمان و مکان معینی نمی شناسد

امیدوارم همه تو این آتش جزغاله بشید.به قول یکی از بچه ها برای این که به کسی بگیم دوست دارم یه عالمه حرفو 100 صفحه می نویسیم آخرسریم بهش نمی گیم . پس الان اونی رو که دوست دارید یا براش یه اس ام اس بزنید.یا براش آف بزارید یا............(ولی یادمون باشد اگه خاطرمان تنها شد طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم.)
اگر از قطع و صل زياد مودم شکايت داريد به آدرس زير برويد و عبارت مربوطه را وارد نماييد. اين عمل باعث مي شود که ارتباط مودم بدون پاسخ 5 ثانيه اي پايدارتر بماند... اگر با ويندوز 98 يا ME کار مي کنيد به اين آدرس برويد : Control Panel ----> Modem ----> General ----> Properties ----> Connection ----> Advanced سپس در قسمت Extra Seting عبارت S10=50 را وارد کنيد. اگر از ويندوز XP استفاده مي کنيد به اين آدرس برويد : Control Panel ----> Phone and Modem Option ----> Modem ----> Properties ----> Advanced نکته : در صورتي که در کنترل پنل، گزينه Phone and Modem Option را پيدا نکرديد، در قسمت سمت چپ بر روي Switch to Classic view کليک کنيد. در قسمت Extra Seting، عبارت S10=50 را وارد نمائيد. اگر در قسمت Extra Seting از قبل عبارتي نوشته شده بود، آن را با يک کاما از دستور بعدي جدا کنيد. بدين ترتيب و به به يقين از شر Disconnect هاي متوالي و آزار دهنده خلاص خواهيد شد و يک ارتباط امن و تا حد ممکن مطمئن را تجربه خواهيد کرد.
خاطرات
باز در چهره خاموش خیال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستی سوزت 
باز من ماندم و یک مشت هوس
باز من ماندم و یک مشت امید
یاد آن پرتو سوزنده عشق
که ز چشمت به دل من تابید
باز در خلوت من دست خیال
صورت شاد ترا نقش نمود 
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطش طوفان بود 
یاد آن شب که ترا دیدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق 
چشم من دید در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانه عشق
یاد آن بوسه که هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
یاد آن خنده بیرنگ و خموش
که سراپای وجودم را سوخت 
رفتی و در دل من ماند به جای
عشقی آلوده به نومیدی و درد 
نگهی گمشده در پرده اشک
حسرتی یخ زده در خنده سرد 
آه اگر باز بسویم ایی
دیگر از کف ندهم آسانت
ترسم این شعله سوزنده عشق
آخر آتش فکند بر جانت

مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد

عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز

شاید آن روز که سهراب نوشت
تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینجور نوشت هر گلی باشی چه شقایق چه گل پیچک یاس
تا نیاید آقا زندگی دشوار است.

بيا براي فرج روز و شب دعا كنيم
دل امام خويش را ز خود رضا كنيم
عزيز فاطمه مهدي-ع دلش پر از خون است
بيا كه بهر خدا از خدا حيا كنيم
هر چند رهایی ز قفس قسمت ما نیست این نیست که برهم نزنیم بال و پری چند

برای کشتن یه پرنده یه چاقو کافیست لازم نیست اونو تو قلبش فرو کنی کافیه بال و پر اونو ببری خاطره ی پرواز با اون کاری می کنه که خودشو به اعماق دره بندازه
سلام سلام صدتا سلام![]()
حالتون خوبه؟![]()
امروز اومدم از یکی از یاران قدیمی وب تشکر کنم . کسی که با نظرای زیبا و قشنگش منو همراهی کرد . و اینو مطمعن هستم که فقط به خاطر نظرای ایشون بود که وب من تا اینجا پیش اومده و اگه الان وب من قابل تحمله . بازم به ایشون مربوط می شه . منی که هیچی از وبو طراحیو .. سرم نمی شد ولی به خاطر اینکه شاهد حضورشون دوباره باشم تمام تلاش خودمو کردم
.خوشحالم که این وب باعث شد تا دوستای خوبی پیدا کنم و با آدمای بزرگی آشنا![]()
و به دلیل فشردگیه برنامه امتحانات متاسفانه نمی تونم زیاد بیام و آپ کنم
اما از هر لحظه ای برای آپ کردن استفاده می کنم.![]()
اینو از بچه دومی ها به یاد داشته باشید:![]()
اگر روزی در کوچه ی خران زندگیت به بنبست رسیدی ناامید مباش و در آن لحظه تنها کاری که می تواند تو را یاری کند توکل به خدای منان است.![]()

سلام
حالتون خوبه؟
فردا روزه طبیعته یا به عبارت دیگه همون سیزده بدر خودمونه . امیدوارم که به همتون خوش بگذره موقع گره زدن سبزه هم ما رو فراموش نکنید. یه دعایی برامون بکنید.
این چهارده ، پانزدهمم رو هم که تعطیل نکردن . آخه یکی نیست بهشون بگه شما که این 13 روزو تعطیل کردین خوب این دو روزو هم تعطیل می کردین آسمون که به زمین نمی یومد حالا که تعطیل نمی کنید لااقل این دربیو یه روزی بذارید که ما هم بتونیم نگاه کنیم. خوب بگذریم . بازم از خدا می خوام که بهتون فردا خوش بگذره
اینم برای........
در آن سوی افق که خورشید به خواب می رود
در خم کوچه ی تنهایی که سپیده دم چشمک می زند
در پشت خم آیینه که مهتاب می خندد
من تنها تو را می بینم
ای نازنین بدان تا دنیا ،دنیاست
تا آن زمان که چشمه ی زندگی هنوز می جوشد
من تنها خواهم گفت
دوستت دارم.

هر صدايي که برآيد،نداي عشق نيست ...... با ايمان نبود آنکه نداند عشق چيست
الفبای عشق
بار دیگر نامه ی تو باز شد
هستی ام از نامه ات آغاز شد
نام خدا زیور آن نامه بود
من چه بگویم که چه هنگامه بود
بوسه زدم سطر به سطر تو را
تا که ببوسم همه عطر تو را
نام تو در نامه چه ها می کند
غارت جان ودل ما می کند
از غم خود جان مرا کاستی
بار دگر حال مرا خواستی

دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم
نگاهم ياد باران كرده امشب –
مرا سر در گريبان كرده امشب –
غم و فرياد من از اين و آن نيست
-دلم ياد رفيقان كرده امشب!.

یکی بهم گفت این جاده رو برو تا به آخرش برسی آخر جاده تو رو دیدم بعد از کلی فکر کردن تازه فهمیدم که تو آخرشی...
آنقدر دریای قلبت را پارو می زنم
یا به ساحل می رسم یا غرق دریا می شوم

دربازي دل، نگاه من مست توبود
هربرگ دلم شكسته پابست توبود
من شاه دلم را به زمين انداختم
اماچه كنم كه تك دل من دست توبود

زندگی مثل بازی حکمه
مهم نیست که دست خوبی نداشته باشی
مهم اینه که یار خوبی داشته باشی
اینجوری می تونی بازی باخت رو ببری
قطره اشک تو را در جام دل انداختم
باختم دل را به عشقت تا ابد من سوختم

در رگ ساغر هستي تو بجوش
من همين يک نفس از جانم باقيست
آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش
خدایا
من در کلبه ی حقیرانه ی خود چیزی دارم
که تو در عرش کبریای خود نداری
من همچو تویی دارم و
تو همچون خودی نداری

یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن ، هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم
يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

به نام آن که عشق را آفرید

لحظه ی شیرینی که به تو دل بستم
از تو پرسیدم من ، تو منی یا من تو؟
و تو گفتی هر دو...
من به تو پیوستم ، گفتم ای کاش پناهم باشی
همه جا و همه وقت ، دست تو در دستم
تکیه گاهم باشی...
و تو گفتی هستم ، تا نفس هست کنارت هستم

چه شبی بود و چه فرخنده شبی
آن شب دور که چون خواب خوش از دیده پرید
کودک قلب من این قصه ی شاد
از لبان تو شنید :
زندگی رویا نیست
زندگی زیبایی ست
می توان
بر درختی تهی از بار ، زدن پیوندی
می توان در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری ریخت
می توان
از میان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله هاست

بين من و تو اگه راه آهن باشه
##########
اگه يه عالمه کوه باشه
^^^^^^^^^^^
يا يه دنيا راه باشه
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
باز هم نميتونه بين ما فاصله بندازه چون تــــــو........ تو قلبمي



سالروز تجلى انوار الهى، نزول والاترين نعمت پروردگار بر بشريت، طلوع خورشيد درخشان خاتميت بر آسمان نبوت، بعثت اشرف موجودات، خاتم انبياء حضرت محمد مصطفى(ص) بر همه يگانه پرستان، مخصوصاً مسلمانان مبارك باد
نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
من سخن گویم ولی من نیستم
این منم یا او ندانم کیستم
جبرئیل امشب دمد در نای من
قدسیان خوانند با آوای من
ای بتان کعبه در هم بشکنید
با من امشب از محمد دم زنید
از هوا گلبانگ تهلیل آمده
دیده بگشائید جبریل آمده
مکه تا کی مرکز نا اهلهاست
پایمال چکمه بوجهلهاست
مکه دریای فروغ وحی شد
بت پرستان بت پرستی نهی شد
روز، روز مرگ ظلم و ظالم است
بانگ نفرت مرد ، اقرا حاکم است
یا محمد منجی عالم توئی
این مبارک نامه را خاتم توئی
انبیا مشعل ز تو افروختند
وز دمت پیغمبری آموختند
غیرت و مردانگی آئین توست
عزت زن در حجاب دین توست
بر همه اعلام کن زن برده نیست
برده مردان تن پرورده نیست
خاتم توحید در انگشت تو
حق به پیش روی و حیدر پشت تو
ما تو را زهرای اطهر داده ایم
شیر مردی مثل حیدر داده ایم
السلام علیک یارسول الله
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيرا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ عِزِّكَ عَلَى أَرْكَانِ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ وَ ذِكْرِكَ الْأَعْلَى الْأَعْلَى الْأَعْلَى وَ بِكَلِمَاتِكَ التَّامَّاتِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ

سلام . این آپ ناقابلو تقدیم می کنم به یه دوست عزیز . امیدوارم که خوشش بیاد
مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما ميترسم از اينكه پژمرده شود پس \"س\" را از \"گل سرخ\" و \"ل\" را از گل \" لاله\" ، \"ا\" را از گل \"اطلسي\" و \"م\" را از گل \" مريم\" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي
كنم
تقدیم به تو
موندم سر دو راهی
تو خورشیدی یا ماهی
از بس بزرگو پاکی دریا پیشت حبابه
از وقتی تو می تابی مهتاب شبا تو خوابه
جواب این سوالو هیچکی هنوز بلد نیست
یه عمره می پرسم و همیشه بی جوابه
از بس مقدسی تو پاییز پیشت خم می شه
برگاش فقط می ریزه عمره گلاش کم می شه
بهشت اگه رد نشی تو از کنار باغاش
تا چشم به هم نذاشته عین جهنم می شه
هرچی که می نویسم پیشه تو کم میاره
به خاطرت می میرم به خاطرت می بارم
به جز یه صندوقچه که
اینجا بهش می گن قلب
برای هدیه دادن
چیزه دیگه ندارم
آفتاب اگه می تابه
یه وقتا اشتباهی
یا اگه ماه می ندازه
به آسمون نگاهی
اونا می یان یه لحظه روی تو رو ببینن
بذار پای عاشقی یا پای بی گناهی

*نگات قشنگه ولیکن یکم عجیب و مبهمه*
*من از کجا شروع کنم دوست دارم یه عالمه*
*من و گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر*
*نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه*
*تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبه*
من چه جوری واست بگم بارون قشنگ و نم نمه*
هوای رفتن که کنی واسه تو فرقی نداره*
آخرشم دق می کنم تا منو دوست داشته باشی*
*مردن که از عاشقیه یک دفه نیست که کم کمه*
*من نمی دونم که تو چرا اینجوری نگاهم می کنی*
*زیر نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه*
*می پرسم از چشمای تو ممکنه اینجا بمونی؟*
*می خندی و جواب می دی رفتن من مسلمه*
*برو به خاطر خودت اما به من یه قول بده*
*هر جای دنیا که بری دیگه نشو مال همه*
*رسمه که لحظه سفر یادگاری به می دن*
*قشنگ ترین هدیه ی تو ، تو قلب من یه مشت غمه*
*شاید اینو بهم دادی که همیشه با من باشه*
*حق با تو ا... تو راست می گی غمت همیشه پیشمه*
*دیدی گلا شب که می شه اشکاشونو رو می کونن*
*یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه*
*تو می ری و اسم منو از رو دلت خط می زنی*
*اسم قشنگ تو ولی همیشه هر جا یادمه*
*چشمای روشنت یه کم کاشکه هوای منو داشت*
*تنها توقعم فقط یه بار جواب ناممه*

|
به نظر شما زیباترین الفبای انگلیسی نوشته کیست؟ این بار این نوشته ها انقدر زیبا هستند که بهتر است خودتان ببینید!
|






البته واضح است که اینا به دست خط خود خدا بر روی بال قشنگ پروانه ها نوشته شده است و هم چنین مشخص است که خدا نمی خواسته تمرین خط بکند ! خدا فقط می خواسته هر چیزی را به کمال زیبایی برساند
قربون خدای مهربون خودم بشم
ای سر چشمه ی محبت ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیبا و دلنشین است چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی تو هوای دلم را با طراوت کردی زمانی که با تو هستم به آسمان بیکران پرواز میکنم
عشق يعني... 
مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام عشق مي افتد.
دوري، عشق را شدت مي بخشد و نزديكي، قوت.
پيري مانع از عشق نيست. اما عشق تا حدي مانع از پيريست.
هرگز ندانستم چگونه ستايش كنم تا آنكه آموختم چگونه دوست بدارم.
عشق ناتمام مي گويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم.
عشق تمام مي گويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم.
در حساب عشق يك به اضافه يكي برابر است با همه چيز و دو منهاي يك برابر با هيچ.
محال است عاشق باشي و عاقل.
عشق چيزي جز يافتن خويش در ديگران و شادكامي در شناخت نيست.
عشق همانند پروانه ايست كه اگر سفت بگيري له مي شود و اگر سست بگيري مي گريزد.
عشق چون ميوه است. ممكن است خوب به نظر آيد اما تا وقتي كه نرسيده آن را گاز نزن.
عشق چون ساعت شني است. با خالي شدن مغز، قلب پر مي شود.
عشق غلبهي خيال بر خرد است.
مرد به كرات عشق ميورزد، اما كم. زن به ندرت، اما بسيار.
مردها همواره ميخواهند اولين عشق يك زن باشند و زن ها دوست دارند آخرين عشق يك مرد باشند.
تنها پاداش عشق، تجربهي عاشقي است.
با عشق و شكيبائي چيزي نا ممكن نيست
به نام خدا خالق انسان، به نام انسان خالق غمها، به نام غمها بوجد آورنده ي اشكها، به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها، به نام قلبها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان.


یا نوشتی با دست
دوستت دارم
اشک از گونه خود جاری کرد
خوب می دانسته که چرا عاشقان نالانند
زین سبب یود که اهسته گریست
آن زمانی که نوشتی
دوستت دارم
فیلم مهیج و ترسناک Timber Falls 2007 با کیفیت DVDRip و لینک مستقیم برای دانلود از سرور شماره 5

خلاصه داستان : تعطیلات آخر هفته دو جوان که با هم به کمپینگ رفته اند تبدیل به جهنمی می شود که بیرون آمدن از آن.... خودتون ببینید...

A weekend of camping in the mountains becomes an excursion into hellfor a young couple, who become pawns in a grotesque plot hatched by two derangedlocals.
دانلود در ادامه مطلب
تو هم زجر جدایی را می کشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی
پشیمان می شدی از این که عشق را آفریدی

چند ساعتی هست که وارد سال ۸۷ شدیم امیدوارم سالی پر از خیرو برکت و عشق و شور و هزاران چیزه خوبه دیگه باشه
راستی کارو کاسبی عید نوروزم بر وفق مراد باشه.![]()
اینم عیدی من به شما ایرانی های گل

من چه دارم
به خورشيد گفتم گرمي ات را به من بده تا به توهديه بدهم، گفت: دستانش
گرمي مرا دارند. به آسمان گفتم : پاکي ات را به من بده، گفت: چشمانش
پاکي مرا دارند. از دشت، سبزي زندگي اش را خواستم، گفت : زندگيش سبز
تر از اوست. از دريا بزرگي و آرامشش را خواستم، گفت : قلبش به اندازه
اقيانوس است و آرامشش نيز... از ماه تابندگي صورتش را خواستم، گفت:
وقتي نگاهش مي کنم خجل مي شوم. به فکر فرو رفتم من در قبال دستان
گرمت، چشمان پاکت، سبزي زندگي ات، بزرگي و آرامش قلبت و صورت
ماهت من چه دارم
