خدای مهربانم ، در لحظه باشکوه تحویل سال نو ، دوست دارم با اولین کسی که سخن می گویم تو باشی تا شاید به برکت این گفتگو ، یادت روز به روز ، لحظه به لحظه همراه من باشد :
خدای مهربانم در این سال جدید اگر می خواهی عاشقم کنی ، عشقی بزرگ به من عطا فرما تا حس دوست داشتنم به تباهی نرود و قلبی بزرگ به فراخی همان عشق عطا کن تا عشق نیز به تباهی نرود .
و اگر قرار است در این سال جدید مرا با اسمی و رسمی پیش مردم عزیز گردانی ، پیش از آن ، روحم را با جامی لبالب فروتنی سیراب گردان تا این نام های زورگذر مرا غره نگرداند و پندار غلط بزرگ بینی مرا از یاد تو غافل نکند .
اما اگر حکمتت بر آنست تا در این سال جدید مرا با مصیبتی بیازمایی به من صبری جزیل عطا فرما تا در آن لحظات پر تنش درد آنگونه شکرگزار تو باشم که گویا در وفور نعمتم .
و اگر حکمتت بر آنست تا نعمتی را از من بازستانی و من عزیز کرده را به زیر بکشانی ، به من آن اندازه عزت نفس و مناعت طبع عطا فرما تا جز در مقابل در گاه تو در مقابل احدی سر خم نکنم و نیازم جز در برابر وجود بی نیازت آشکار نشود
و اگر قرار است کاری بزرگ به عهده من گماشته شود به من زانوانی پر توان ، شانه هایی ستبر ، دستانی گرم و قلبی پر قدرت عطا فرما تا بدرستی از انجام امور فارغ آیم و حلاوت حس مفید بودن و کسی بودن ، روحم را غرق در لذت کند .
خداوندا در این سال جدید ، هر آن راهی که به سوی خیر منتهی می شود مقابل پایمان بگذار و هر آن راه که مقصدش ناکجاست از پیش پایمان بردار .
خداوندا ما تنها به دیدن ظاهر امور قادریم ، چه بسیار بر حقیقتهای زشت پامی فشاریم چرا که ظاهرش زیباست و چه بسیار از حقیقتهای زیبا می گریزیم چرا که ظاهرش پیش چشممان زشت جلوه می کند . این اصرارهای ناخردانه ما را نادیده بگیر و هر آنچه از خیر و نیکی و زیباییست به ما عطا کن و هر آنچه از شر و زشتی و ناپاکیست از ما دور نگه دار ..
خداوند خوبم ، سال جدید در حال تحویل است ، می خواهم پیش از همه عیدیم را از تو بگیرم ، دستان خالیم را مقابلت می گشایم ، چشمانم را می بندم و دیگر هر چه کرم توست ...
موقع تحویل سال به فرشته هایت بگو برایمان دعا کنند ، ما هنوز هفت سین سفره مان کامل نشده ، سرور ، صداقت ، صفا ، صمیمیت ، صبوری ، سرافرازی و سربلندی را تو در این سفره بگذار .
اصلا تمام سفر ه را بردار ، به جایش عشق بگذار ...
به جایش عشق بگذار ...
بهار بزرگوار تر از آن است كه دعوت درخت خشك شده را نپذيرد
اين همان هيچ است كه از هيچي خود مي گويد.
چرا آخرين برگ به هنگام افتادن از شاخه ي درخت آرزوها خنديد؟!
مگر نمي دانست كه تنهاترين لحظه هاي عمر شاپركها در خلوت روياي او رقم مي خورد؟!
ولي باز خنديد و رفت... رفتن از بيداري به خوابي ابدي. اما باز خنديد!
زمين او را در آغوش گرفت، باد وحشي با آن همه فريب نيرنگ خود با نيشخند مرگبارش بر سر برگ خسته ايستاد، باز برگ خنديد!
باد با فريادي پر از كينه پرسيد: به چه چيز مي خندي؟
برگ زرد و خسته در حالي كه برق اميد در چشمهايش مي درخشيد به صورت باد نگاهي انداخت.
سكوتش سرشار از نا گفتني ها بود. باز خنديد و براي هميشه خوابيد!!!
اين بار، باد بود كه مي لرزيد و وحشت در وجودش موج مي زد.
باد چه در چشمهاي برگ ديد كه اين گونه پريشان شده بود؟؟! زمين لب به سخن آورد و گفت: بهار در راه است...
اين تكرار هميشگي حيات است كه اين تازگي را در قلب زمين جاي مي دهد.
لحظه اي چشمهايم را مي بندم و به اولين چيز كه به ذهنم ميرسد فكر مي كنم. چيزي جز تو به يادم نمي آيد. آخر چرا؟!
خوب اين رسم عاشقي است، ديگر غصه بس است. بايد خنديد! خنديد به آن همه پوچي و بي ثمري. ولي، ولي بهار در راه است...

دلم گرفته آسمون نمي تونم گريه کنم
شکنجه مي شم از خودم نمي تونم شکوه کنم
انگاري کوه قصه ها رو سينه من اومده
آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بي کسي يه عمر که دربه درم
حتي صداي نفسم مي گه که توي قفسم
من واسه آتيش زدن يه کوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون يکم منو حوصله کن
نگو که در اين روزگار يه خوره کمتر گله کن
منو به بازي مي گيرن عقربه هاي ساعتم
برگه تقويم مي کنه لحظه به لحظه لعنتم
آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شکسته تن

شما مي توانيد در محيط ويندوز XP بدون هيچ نرم افزاري، فونت هاي زيبايي را براي خود طراحي كنيد. اين برنامه كه مانند بسياري از برنامه هاي ويندوز در آن مخفي شده است را مي توان خود از منوي Run اجرا كنيد.
از منوي Start گزينه Run را برگزينيد و سپس با تايپ اين كلمه Eudcedit ، برنامه را اجرا كنيد.
در پنجره ابتدايي ، دكمه OK را بزنيد. حال در محيط Edit به طراحي و ويرايش كاراكتر موردنظرتان بپردازيد.
5 ویدئو جدید و فوق العاده زیبا از آخرین کنسرت حمید عسکری در سالن همایش برج میلاد تهران .
توضیحات : حمید عسکری جزء اولین کسانی بود که در برج میلاد در 2 سانس کنسرت اجرا کرد و با اینکه قیمت بلیت ها نسبت به قبل خیلی بیشتر شده بود ولی باز هم سالن مثل همیشه پر شده بود . حمید عسکری در این کنسرت یکی ار بهترین اجراهای خودش در این چند سال را به نمایش گذاشت و واقعا فوق العاده بود . در آخر هم تشکر ویژه از این خواننده محبوب که با وجود کمبود بلیط باز هم لطفش شامل حال ما شد و به من و دوستان ایران موزیکی در جایگاه VIP در روز آخر بلیط داد تا بتوانیم اطلاع رسانی دقیفی داشته باشیم . آلبوم حمید عسکری در اواسط فروردین 88 به بازار خواهد آمد . با همان سبک آلبوم کما و کمی شاد تر !
اي كاش دوست داشتن را تجربه نمي كردم، تجربه ي تلخي بود... ديگر هيچ وقت نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم را محو كند ديگر هيچ گاه به نگاه عاشقي دل نمي بندم و هيچ گاه به سلام مهرباني پاسخ نخواهم داد


آرامتر بگذر ...
اي مسافر ! اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز... آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني ! آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟
امروز روز تولد يكي از همكاراي بلاگفايي خوب ماست
تولد آقاي قاسمي رو هم به خودشون هم به بقيه دوستان بلاگفاييمون و ديگر دوستانشون تبريك مي گم

هرسال وقتي…..(۲۴ اسفند)……هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن
از خودم مي پرسيدم
چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟….
و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که زمينو
با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ….
تولدت مبارک

داره بارون مياد خوب که نگاه کردم.
.
.
.
هوا که ابري نبود…
.اون فرشته ها هستن که دارن گريه ميکنن……
آخه يکي ازشون کم شده
مهربون ترين تولدت مبارک

تولد تو آغازیست برای یه دنیا مهربانی
تولد همه خوبیهاست
تولد تمام زیباییهای زندگی
امروز روز توست
امروز برایت زیباترین گلهای دنیا را خواهم آورد
هر چند تو مهربانتر از همه آنهایی
همیشه به قداست چشمان تو ایمان دارم
چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است ؟
چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی را بزاید؟
فرشته ای فقط در قالب یک انسان !
فقط ساده می توانم بگویم :
همكار عزیز تولدت مبارک