ماه بارش نور و رحمت
در واپسین لحظات ماه عزیز شعبان ، چشمان شیفتگان و عاشقان ماه مبارک رمضان در دل آسمان با اشتیاق ماه زیبا و مبارک را رصد می کنند. با دیدن آن و با شنیدن خبر رویت هلال ماه مبارک رمضان دل شیدایی عاشقان حضرت دوست ناگهان شاد و مسرور می شود که باری دیگر به ضیافت الهی دعوت شده ایم . اشک شوق در چشمان حلقه می زند و زبان به شکرگزاری از خدا می پردازد و دل به این سعادت می بالد.
دوباره ماه مبارک رمضان ، ماه برکت و رحمت ماهی که خداوند آن را بزرگ و گرامی داشته است به آن شرف بخشیده و آن را بر همه ماه ها برتر گردانیده فرا رسیده و فضای شهر و روستا و آسمان و زمین از پاکی ، اخلاص و معنویت پر می شود ، لبریز از دعا می شود ، دعای سحر ، دعای افطار و صدای دلنشین ربنای شجریان بار دیگر دل را آسمانی می کند و تو را با خود به اوج کهکشان ها و زیبایی ها می برد . دوباره دعای ابو حمزه ثمالی به تن خسته ات جان می بخشد ، تو را از آلودگی ها پاک می کند به تو درس زندگی و چگونه زیستن را می دهد و نیز چگونه مردن را.

ماه من غصه چرا؟!
آسمان را بنگر ،که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد!
یا زمینی را که که ، دلش از سردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت،
تا بگوید که هنوز ، پر امنیت احساس خداست
ماه من ، غصه چرا؟!
تو مرا داری و من
هر شب و روز
آرزویم همه خوشبختی توست!
ماه من دل به غم دادن و از یاس سخن گفتن ها
کار آن هایی نیست ، که خدا را دارند...
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی ، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود ، که خدا هست ، خدا هست!
او همانی است که در تارترین لحظه شب ، راه نورانی امید
نشانم می داد..
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام
غرق شادی باشد...
ماه من ؟!
غصه اگر هست بگو تا باشد!
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است ...!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین...
ولی از یاد مبر !
پشت هر کوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟! چرا ؟!
ای پشت و پناهم در هجوم بی رحم مشکلات!ای مونس و
مامن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی کسی!ای تنها امید و
پناهگاهم در محاصره ی اندوه و غربت و خستگی!ای کسی که
هر چه دارم از توست و از کرامت بی انتهای تو!............ .. تو
پناهگاه منی!تو کهف منی!تو مامن منی!وقتی که راه ها و
مذهب ها با همه ی فراخی شان مرا به عجز می کشانند و زمین با همه ی وسعتش بر من تنگی می کند
و ....................... ... اگرنبود رحمت تو بی تردید من از هلاک
شدگان بودم.و اگر نبود محبت تو بی شک سقوط و نا بودی تنها
پیشروی من میشد............. ... ای زنده!ای معنای حیات! زمانی
که هیچ زنده ای در وجود نبوده است............. ... ای آنکه :با
خوبی و احسانش خود را به من نشان داد.و من با بدی ها و
عصیانم در مقابلش ظاهر شدم............. .. . ای آنکه:در بیماری
خواندمش و شفایم داد.در جهل خواندمش و شناختم عنایت
کرد.در تنهایی صدایش کردم و جمعیتم بخشید.در غربت
طلبیدمش و به وطن بازم گرداند.در فقر خواستمش و غنایم
بخشید........... من آنم که بدی کردم ... من آنم که گناه
کردم.من آنم که به بدی همت گماشتم.من آنم که در جهالت غوطه ور شدم.من آنم که غفلت کردم.من آنم که پیمان بستم و
شکستم.من آنم که بد عهدی کردم .....و ....... اکنون باز گشته
ام.باز آمده ام با کوله باری از گناه و اقرار به گناه.پس تو در گذر
ای خدای من!ببخش ای آنکه گناه بندگان به او زیان نمی
رساند.ای آنکه از طاعت خلایق بی نیاز است و با یاری و
پشتیبانی و رحمتش مردمان را به انجام کارها ی خوب توفیق
می دهد............. ... معبود من!اینک من پیش روی توام و در
میان دست های تو.آقای من!بال گسترده و پر شکسته و خوار و
دلتنگ و حقیر.نه عذری دارم که بیاورم نه توانی که یاری
بطلبم.نه ریسمانی که بدان بیاویزم.و نه دلیل و برهانی که بدان
متوسل شوم چه می توانم بکنم؟ وقتی که این کوله بار زشتی
و گناه با من است ؟!انکار؟!چگونه و از کجا ممکن است و چه
نفعی دارد وقتی که همه ی اعضا و جوارحم به آنچه کرده ام گواهی می دهند؟
............ .. خدای من!خواندمت
پاسخم گفتی.از تو خواستم عطایم کردی.به سوی تو آمدم
آغوش رحمت گشودی.به تو تکیه کردم نجاتم دادی.به تو پناه
آوردم کفایتم کردی.خدایا!از خیمه گاه رحمتت بیرونمان
مکن.
از آستان مهرت نومیدمان مساز.آرزوها و انتظارهایمان را به
حرمان مکشان.از درگاه خویشت ما را مران............. .... ای
خدای مهربان!بر من روزی حلالت را وسعت ببخش.و جسم و
دینم را سلامت بدار.و خوف و وحشتم را به آرامش و امنیت مبدل
کن.و از آتش جهنم رهایم ساز............. .... خدای من!اگر آنچه
از تو خواسته ام عنایتم فرمایی , محرومیت از غیر از آن زیان
نداردو اگر عطا نکنی هر چه عطا جز آن منفعت ندارد.یا رب! یا
رب! یا رب!............ .... خدای من!این منم و پستی و فرو مایگی
ام.و این تویی با بزرگی و کرامتت.از من این می سزد و از تو
آن ............ ............" چگونه ممکن است به ورطه ی نومیدی
بیافتم در حالی که تو مهربان و صمیمی جویای حال منی..........
خدای من! عظیمی که من بدان مبتلایم!تو چقدر با من
مهربانی با این جهالت درگذرنده و بخشنده ای با این همه کار بد
که من می کنم و این همه زشتی کردار که من دارم...........
خدای من!تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله ای که من
از تو گرفته ام....... تو که اینقدر دلسوز منی! ........... خدایا تو
کی نبودی که بودنت دلیل بخواهد؟تو کی غایب بوده ای که
حضورت نشانه بخواهد؟تو کی پنهان بوده ای که ظهورت محتاج
آیه باشد؟...... کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند.کور
باد نگاهی که دیده بانی نگاه تو را درنیابد.بسته باد پنجره ای که
رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.و زیانکار باد سودای بنده ای
که از عشق تو نصیب ندارد....... خدای من!مرا از سیطره ی
ذلت بار نفس نجات ده و پیش ازآنکه خاک گور بر اندامم بنشیند
از شک وشرک رهایی ام بخش....... خدای من!چگونه نا امید
باشم در حالی که تو امید منی!چگونه سستی بگیرم ,چگونه
خواری پذیرم که تو تکیه گاه منی!ای آنکه با کمال زیبایی و
نورانیت خویش چنان تجلی کرده ای که عظمتت بر تمامی ما
سایه افکنده.
یا رب! یا رب! یا رب!

شاید آن روز که سهراب نوشت
تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینجور نوشت هر گلی باشی چه شقایق چه گل پیچک یاس
تا نیاید آقا زندگی دشوار است.

بيا براي فرج روز و شب دعا كنيم
دل امام خويش را ز خود رضا كنيم
عزيز فاطمه مهدي-ع دلش پر از خون است
بيا كه بهر خدا از خدا حيا كنيم
خدایا
من در کلبه ی حقیرانه ی خود چیزی دارم
که تو در عرش کبریای خود نداری
من همچو تویی دارم و
تو همچون خودی نداری

سالروز تجلى انوار الهى، نزول والاترين نعمت پروردگار بر بشريت، طلوع خورشيد درخشان خاتميت بر آسمان نبوت، بعثت اشرف موجودات، خاتم انبياء حضرت محمد مصطفى(ص) بر همه يگانه پرستان، مخصوصاً مسلمانان مبارك باد
نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
من سخن گویم ولی من نیستم
این منم یا او ندانم کیستم
جبرئیل امشب دمد در نای من
قدسیان خوانند با آوای من
ای بتان کعبه در هم بشکنید
با من امشب از محمد دم زنید
از هوا گلبانگ تهلیل آمده
دیده بگشائید جبریل آمده
مکه تا کی مرکز نا اهلهاست
پایمال چکمه بوجهلهاست
مکه دریای فروغ وحی شد
بت پرستان بت پرستی نهی شد
روز، روز مرگ ظلم و ظالم است
بانگ نفرت مرد ، اقرا حاکم است
یا محمد منجی عالم توئی
این مبارک نامه را خاتم توئی
انبیا مشعل ز تو افروختند
وز دمت پیغمبری آموختند
غیرت و مردانگی آئین توست
عزت زن در حجاب دین توست
بر همه اعلام کن زن برده نیست
برده مردان تن پرورده نیست
خاتم توحید در انگشت تو
حق به پیش روی و حیدر پشت تو
ما تو را زهرای اطهر داده ایم
شیر مردی مثل حیدر داده ایم
السلام علیک یارسول الله
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيرا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ عِزِّكَ عَلَى أَرْكَانِ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ وَ ذِكْرِكَ الْأَعْلَى الْأَعْلَى الْأَعْلَى وَ بِكَلِمَاتِكَ التَّامَّاتِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ

|
به نظر شما زیباترین الفبای انگلیسی نوشته کیست؟ این بار این نوشته ها انقدر زیبا هستند که بهتر است خودتان ببینید!
|






البته واضح است که اینا به دست خط خود خدا بر روی بال قشنگ پروانه ها نوشته شده است و هم چنین مشخص است که خدا نمی خواسته تمرین خط بکند ! خدا فقط می خواسته هر چیزی را به کمال زیبایی برساند
قربون خدای مهربون خودم بشم
خداي خوب و واقعي
از معجرات الهي اين است كه ناپيداست و با وجود اين قابل پرستش و ستايش است و برخي او را پيرمرد ريش سفيدي پنداشته اند كه در آسمان ها بر تختي تكيه زده ، اما هيچ كس ادعا نكرده كه او را به ديدة چشم ديده است . هر چند اثبات وجود خداوند در دادگاه حقوقي حقيقت محال است ، اما بيشتر مردم او را مي پرستند و باور دارند . طبق آمار موجود 96 درصد مردم جهان به خدا ايمان دارند .
اين موضوع ثابت مي كند ، كه خلاً عظيمي ميان اين باور و چيزي كه اساس زندگي روزمرة ما را تشكيل مي دهد ، وجود دارد . مابايد چاره اي براي از بين بردن اين خلاً بينديشيم . دلايل و مستنداتي كه در دست داريم چيست ؟
آنچه به عنوان واقعيت مادي تجربه مي كنيم ، در قلمرويي ناپيدا ، وراي زمان و مكان پديد آمده ، قلمرويي كه با سكوت ادراك شده و با انرژي و آگاهي ، وجود يافته است . اين منشأ ناپيدا در پديده هاي موجود ، خود تهي و خالي نيست ، بلكه مشأ خلقت و آفرينش است . پديده اي است كه اين انرژي را خلق مي كند و سامان مي بخشد و بوده هاي بي شكل و پراكندة ابرهاي كوانتومي را به ستارگان ، كهكشان ها ، جنگل هاي باراني ، آدميان ، افكار ، احساسات ، عواطف ، خاطرات و خواسته هاي انساني تبديل مي كند . ما در اين كتاب خواهيم ديد كه امكان شناخت اين وجود لايتناهي به صورت مجرد ممكن نيست ، بلكه بايد با او همدل و يگانه شد . در اين صورت است كه افق ذهن ما به سوي واقعيت هاي تازه اي گشوده خواهد شد و ما خداوند را تجربه خواهيم كرد .
:

جام جم آنلاين: شايد باور كردني نباشد اما به نظر ميرسد صحت دارد كه يك سفينه شب هنگام بر فراز كعبه - خانه خدا - در مكه مكرمه به پرواز درآمده است.
دكتر فرهاد بابايي از زنجان كه سال جاري به حج تمتع اعزام شده و اين تصاوير را براي «جامجم آنلاین» فرستاده است، در اين باره به خبرنگار ما توضيح داد: «به دليل علاقهاي كه به كار عكاسي دارم، شب يازدهم آذرماه – 21 ذيالقعده- به طور اتفاقي از روبروي بازار ابوسفيان در مكه، شروع به عكسبرداري از خانه خدا كردم و چون ورود دوربين به كعبه ممنوع است، تصاويرم را با تلفن همراه گرفتم.»

اربعین حسینی بر عموم مسلمانان تسلیت باد
امیدوارم راه و شیوه ی زندگیشان الگوی ما باشد
