عرض سلام به بلندي بيل و به محكمي كلنگ به گردي استامبلي به سرعت فرقون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي كمچه به وسعت بشكه به معرفت عمله به قدرت كارگر به ظرافت گچ كار به صلابت جوشكار به محبت صافكار به رفاقت همكار خلاصه سلام به شما همراهان عزیز
!!!
یه سال دیگه هم با تمام کم و کاستیاش گذشت. امیدوارم تو این سال تونسته باشم که مطالب وبو طوری انتخاب کرده باشم که مفید بوده باشن
آره وبلاگ ما هم 2 سال شد.
ت
ولدت مبارک وبلاگ بچه دومی ها

شعار امسال
مي خواهم برايت مرهمي باشم ! ... براي آن نگاه خسته اي که مي دانم ،... اميدش به لبخندي ست ! مي خواهم برايت لبخند باشم ! ... براي آن دلي که از اميد ، خالي ست ! مي خواهم دست هايت را در دست هاي آسمان بگذارم ... تا باور کني آسمان هم ، براي تو آغوش مي گشايد ! من تو را مرهمي خواهم بود ، گرچه ... دلــــــــــي دارم ... که نيازمند يک مرهم است !
مرسی از همتون که در جشن کوچیک ما شرکت کردین
امسالم با نظرات زیبای خودتون منو در بهتر کردن این وب کمک کنید
ارادتمند همیشگی بچه دومی
تقدیم به ناشناس
سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت
،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت
، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود
،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود
،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم
،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم
این روزها زندگیم خیلی شلوغ شده ، مدرسه مریضام از یه طرف ، امتحانای خیلی سنگینم از یه طرف ، دلتنگ يه دوست بودن از یه طرف دیگه ... خلاصه هر طرف زندگی من توش ترافیکه ، تو این شلوغی دلم هوای یه حیاط خلوت کوچیکو کرده که بشه توش یه دل سیر نفس کشید ، یلدا نزدیکه ... من که می خوام توی این شب ، تمام خستگیمو توی یه خاک انداز جابدمو دوراز چشم همه پشت تاریکی دیوار بلند یلدا بریزم .
بعضی شبا جون میده واسه دوست داشتن ، واسه یه جور دیگه دوست داشتن مثل همین شب یلدای خودمون ...
یلدای قشنگتون مبارک ، یادمون باشه روی هندونه و انار و آجیل شب یلدا یه قلپ عشقم بخوریم اونوفت چه شبی بشه شب یلدا....
![]()
مي خواهم بر ديوار شكسته قلبم نام دلنشين تو را حك كنم
مي خواهم برتمام عالم راز اين دل ديوانه را باز گو كنم
مي خواهم برايت بخوانم كه هميشه و در همه جا دوستت دارم
مي خواهم دل سرد و تاريك خود را بنام تو روشن كنم
سلام امروز تولد دوست عزيزمه كه برام همانند يه خواهر بزرگتره
امروز تو اين وب تولد سميراي عزيزمو بهش تبريك مي گماين عروسكاروهم براي تولدش خريدم خوشگلن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا بريم سر هديه اصلي

مهربانم، ای خوب
مهربانم، ای خوب
یاد قلبت باشد یک نفر هست که اینجا
بین آدمهایی که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد
و کمی
دلش از دوری تو دلگیر است
مهربانم ای خوب
یاد قلبت باشد، یک نفر هست که چشمش
به رهت دوخته ، بر درمانده
و شب و روز دعایش این است
زیر این سقف بلند، هر کجا هستی، به سلامت باشی
و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد
مهربانم ای خوب
یاد قلبت باشد، یک نفر هست که دنیایش را
همه هستی و رویایش را
به شکوفایی احساس تو پیوند زده
و دلش می خواهد لحظه ها را با تو به خدا بسپارد
مهربانم ای خوب
یک نفر هست که با تو
تک و تنها با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور
پراحساس و خیال است و سرور
مهربانم این بار یاد قلبت باشد
یک نفر هست که با تو به خداوند جهان نزدیک است
و به یادت هر صبح گونه سبز اقاقی ها را
از ته قلب و دلش می بوسد
و دعا می کند این بار که تو
با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی
و پر از عاطفه و عشق و امید
به شب معجزه و آبی فردا برسی .

اميدوارم از سطر به سطر نويسيام خوشت اومده باشه..........
از با تو بودن برایم عادتی ساختی
که هرگز بی تو بودن را
باور نمی کنم.......

سلام
اين شعر زيبا رو سحر جون لطف كردن با خط زيباش برامون نوشتن و برامون فرستادن
اينقدر زيبا بود كه نتونستم تو وب نذارم
سحر جون مرسي









اینا همه مقدمه بود که بگم:

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک می گن کهنه نمی شه تولدت مبارک
تو این روز طلایی ، تو اومدی به دنیا وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا
یه کیک خیلی خوش طعم با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من
الهی که تا هزار سال همین جشنو بگیریم به افتخار وجودت به افتخار بودن
تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی
الهی که تا همیشه عزیز همه باشی از اون چشمی که می خوای الهی که نیفتی
ببین تو آسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشق رو لبها پر خندس
تا تو هستی و چشمات بهونه وسه خوندن همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس
واسه تولد تو باید دنیا رو آورد ستاره رو سرت ریخت تو رو تا آسمون برد
اینا یه یادگاری توی خاطره هاته ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد
تولدت عزیزم پر از ستاره بارون پر از بادکنک و شوق ، پر از آیینه و شمعدون
الهی که همیشه واسه تبریک امروز بیان یه عالمه عاشق ، بیاد هزار تا مهمون






چه دهم هديه ترا
تو که خود شاخه ي سبزي
تو که خود غنچه ي سرخي
با دلم از خط نور
و وفا بنويسم
"که بهار تو مبارک باشد"
نوشتن بهونه می خواد...و من امروز یکی از بهترین بهونه ها رو برای نوشتن دارم....
همه ي آدم ها را دوست دارم.
آدم ها ي زيادي را خيلي دوست دارم.
اما اندكند آدم هايي كه دلم چشم بسته خاطرشان را خيلي مي خواهد.
امروز حس شادباش و تبريك داشتم
به همه ي دل هايي كه خداوند زندگي دوباره يشان را در نفس مسيحايي او گذاشت.
به همه ي خانواده هايي كه خداوند گرميشان را در شوق وصل كردن او گذاشت.
به همه ي عشق هايي كه خداوند سامانشان را در تدبيرهاي عاشقانه ي او گذاشت.
امروز حس شادباش و تبريك داشتم
به خودم؛ به اين كه خداوند خواسته است عشق ورزيدن را بياموزم و با خرج خودش برايم معلم خصوصي گرفته سر خانه ي دلم.
امروز حس شادباش و تبريك داشتم
كه
امروز روز تولد اوست.
امروز تولد یه فرشته ست . یه فرشته زیبا که خداوند از آسمون فرستاد. گرچه فرسنگ ها از هم دوریم ولی اونو نمی دونم ولی می دو نم که عکس اونو تو دل خودم قاب گرفتم و هر جا می رم با هامه....
پس بی خیال فاصله ، چون مهم دله ....................
پس حالا با شادی می گم:
فرشته ی مهربونم
بیا شمعاتو فوت کن تا 100 سال زنده باشیییییییی

سلام
راضیه ی عزیز ازمون یه متن از خانم فروغ فرخزاد خواسته بودن . از طرفی آقا سپهر لطف کردن و مطاالب خیلی زیبایی برامون فرستادن ، که جا داره ازشون تشکر کنیم . که در بینشون متن زیبای آفتاب ،نوشته خانم فرخزاد بود.
پس با هم می خوانیم :
متن آفتاب را نوشته ی فروغ فرخزاد ، ارسال شده توسط سپهر عزیز ، به در خواست راضیه ی گل و ویرایش شده توسط بچه دومی گلِِ ِگلاب .
آفتاب
نگاه کن که غم درون دیده ام . چگونه قطره قطره آب می شود . چه گونه سایه ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود.
نگاه کن. تمام هستی ام خراب می شود .شراره ای مرا به کام می کشد .مرا به اوج می برد . مرا به دام می کشد .
سلام.
آقا امیرازمون یه شعر از مهدی اخوان ثالث خواسته بودن. امیدوارم از انتخاب من خوششون بیاد
باغ من
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سردِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ نمناکش
باغ ِ بی برگی
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاک غمناکش
تقدیم به زیباترین گل روی زمین
خوب من ، نمی شود که بهار از تو سبز تر باشد گل از تو گلگون تر ، امید از تو شیرین تر . نمی شود پاییز فضای نمناک جنگلی اش ، برگ های خسته ی زردش غمگین تر از نگاه تو باشد . نمی شود ، می دانم ، نمی شود آوازی رنگین تر از صدای تو باشد . نمی شود که بهار از تو سبز تر . نمی شود که تو باشی و شعر هم باشد . نمی شود که تو باشی و گلدان یاس هم باشد ، نمی شود که شب هنگام عطر نگاه تو باشد ، محبوبه های شب هم باشند .نمی شود که تو باشی من عاشق تو نباشم . نمی شود که تو باشی درست همین طور که هستی ، و من هزار بار خوب تر از این باشم و باز هزار بار عاشق تونباشم نمی شود می دانم...